X
تبلیغات
قلب من مال تو

قلب من مال تو

H0Me__eMAiL__DeSIGnEr__aRChIVe__RsS__Pr0fiLe
.


هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم
خود خودت را
یــادت را
اسمــت را
امــا
فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه !




+ تاریخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 19:56 نویسنده عرفان

.

چگونه بفرستم


"باورم"


را برای تو تا باورکنی "از یاد بردنت" کار من نیست...




+ تاریخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 12:54 نویسنده عرفان

.

MicrosoftInternetExplorer402DocumentNotSpecified7.8Normal0

ز فراغت میسوزم همه شب در تنهایی


به امیدی بنشستم که تو شاید باز ایی


من اگر عاشق گشتم به هوای تو بود


بخدا شور عشقت تو دل من براه بود


تب عشقت جانم را همه شب میسوزاند


چه کسی در این عالم غم من را می داند


عشق تو


    زده اتش بر دلم


جیگرم تو مسوزان بیش از این


جان من به فدایت ای نازنین


لحظه ای نتوانم بی تو زنده بمانم


عاشقانه بگویم


عاشقانه بخوانم


بی تو من به دو عالم سرگردانم


عاشقی سخن من


جان من ز تو روشن


چون روی ز کنارم


بی سامانم




+ تاریخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 17:16 نویسنده عرفان

.

زیاده خواه نیستم


جاده‌ ی شمال


یک کلبه ی جنگلی‌


یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی



کمی‌ هیزم


کمی‌ آتش



مه‌ِ جنگل


کمی‌ تاریکی‌ِ محض


کمی‌ مستی


کمی‌ مهتاب


برای حال بیشتر ... چند نخِ سیگار


و بوی یار


و بوی یار


و بوی یار




+ تاریخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 19:22 نویسنده عرفان

.


الاهی من فدای تو چکار کنم برای تو

تو این بیابونها خاری بره به پای تو


                         تقدیم به عشق ابدی سوزان

 به نام او به یاد تو

سلام:

سلامی به گرمی آفتاب به لطافت ابر به روشنی مهتاب

و به زیبایی چشمانت،

دوستت دارم ای همه ای وجودم




همه ی لحظه ها و خاطرات خوبمون فراموش نشدنیه و تو قلبم جاودانه شده...


           دوستت دارم ای تک رویای زندگی من



چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه


گاهی سکوت

یعنی اما … یعنی اگر …

یعنی هزار و یک دلیل که “دل” میترسد بلند بگوید …

....

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از اصرار دل نمی گوید

تقصیری ندارد...

زبانم قاصر است

کم می آورد در برابر بزرگی ات...

لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت

در دلم اما همیشه

ذکر خیرت جاریست !!....




همسفرت نشدم که رفیق نیمه راهت باشم





و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.



و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.




از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من


اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،




ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،




با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.





           دوستت دارم ای تک رویای زندگی من




+ تاریخ دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 11:57 نویسنده عرفان

.
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتهایه بیتابی میخوام
من از اون وقتهایه بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من


من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام


مثل یک دسته گل اقاقیا
دلمو باز میکنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل اقاقیا
من میمونم و گل اقاقیا


بهار دل من
گل ایوون بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من
گل ایوون
یه بیابون لاله زار دل من



+ تاریخ جمعه هشتم آذر 1392ساعت 1:14 نویسنده سوزان

.

چه تکلیف سنگینی ست بلا تکلیفی


وقتی نمی دانم ...


دارمت یا ندارمت !!!

نگاره: ‏مے خنــــدم

تظاهر بہ شادے میڪنم

حرف میزنم مثل همہ

ا مـــّ ــا

خیلے وقت استـ ، ڪہ مرده ام

خیلے وقت است دلــ ــم میخواهد روزه ے سڪوت بگیرم

دلم میخواهد ببارم

وڪسے نپرسید چرا

تو چہ میفہمے لامصب ایـن روزها اَدای زنــــده ها را در مے آورم‏




+ تاریخ یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 12:46 نویسنده عرفان

.

همه حرفهایت را دوست داشتم


جز آن تردید آخر هنگام رفتنت

که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته

ما بهم نمیرسیم

اما بهترین غریبه ات می مانم

که تو را

همیشه دوست خواهد داشت




+ تاریخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت 11:38 نویسنده عرفان

.
غباری که از تو نشسته روی قلب من

بارون چیه سیل نمیتونه اونو بشوره




+ تاریخ چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 8:40 نویسنده عرفان

.

منو به حال من رها نکن

توهم به مرز این جنون برس

اگه هنوزم عاشقه منی

خودت به داد هر دومون برس

من از تصور نبودنت

رو شونه ی تو گریه میکنم

منی که دل بریدم از همه

ببین برای تو چه میکنم

تمام عمر رد شدم ازت ببین کچا شدم اسیر تو

به پشت سر نگاه نمیکنم که برنگردم از مسیر تو

به حد مرگ میپرستمت ولی برای عشق تو کمه

خودت به من بگو بهشت تو کجای این جهنمه

...منو به حال من رها نکن




+ تاریخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 14:53 نویسنده سوزان